اي امام زمان كاش مي دانستم كه كجا دلها به ظهور تو قرار و آرام خواهد يافت،آيا به كدام سرزمين اقامت داري،بسيار سخت است بر من كه خلق را همه ببينم و ترا نبينم و هيچ از تو صدايي حتي آهسته هم به گوش نرسد.
بسيار سخت است كه به واسطه فراق تو نزديك بر من رنج و بلوا احاطه نمايد،و ناله زار من به حضرتت نرسد،و شكوه به تو نتوانم، به جانم قسم كه تو آن حقيقت پنهاني كه دور از ما نيستي به جانم قسم كه تو آن شخص جدا از مايي كه ابدا جدا نيستي به جانم قسم كه تو هماه آرزوي قلبي و مشتاق اليه مرد و زن اهل ايماني كه هر دلي از يادت ناله سر ميزند.
اي مولاي من تا كي در انتظار شما حيران و سرگردان باشم تا به كي و با چه خطابي درباره تو توصيف كنم و چگونه راز دل گويم
اي مولاي من بر من بسي سخت است و مشكل است بر من كه بگويم (از هجران) توو خلق وا گذارند سخت و مشكل است بر من كه بر تو دون ديگري اين جريان پيش آيد
حال اي شيعيان
آيا كسي هست كه مرا ياري كند تا بسي ناله فراق و فرياد افغان طولاني از دل بر كنم. كسي هست كه جزع و زاري كند آيا چشمي مي گريد تا چشم من هم با او مساعدت كند و زار زار بگريد اي پسر پيغمبر (ص)آيا به سوي تو راه ملاقاتي است؟ آيا امروز به فردايي ميرسد كه به ديدار جمالت محفوظ شويم؟ آيا مي شود بر جويبار هاي رحمت در آييم و سيراب شويم